![]() |
![]() |
|
| بهترین مطالب آموزشی و ترفندهای مختلف - بهترین و جدیدترین عکس های بازیگران محبوب - کلی موزیک |
|
غضنفر ميره دزدي چيزي پيدا نمي كنه مشق بچه را خط ميزنه !
غضنفر زنگ ميزنه به دوستش ، آهسته ميگه : من الان توي جلسه ام . بعدا باهات تماس ميگيرم ! يه دوست خوب ميگفت: آدما مثل كتابن تا وقتي تموم نشدن جذابن.پس سعي كن خودتو جلوي ديگران ورق نزني تا زود تموم نشي.چون وقتي تموم بشي ميرن سراغ يكي ديگه به ترکه میگن پسرت رکورد شکونده میگه گه خورده من که پولش رو نمیدم قزوینیه بعد از نمازجماعت به بقیه میگه: بغل دستی: قبول باشه، جلویی: حال دادی، پشت سری: حالتو میگیرم ادامه مطلب |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه هشتم مرداد 1387ساعت 20:27 توسط پدرام |
|
|
غضنفر سر نماز موقع قنوت دستاشو برعکس ميگيره ، بهش ميگن آخه اين چه طرزشه ؟ ميگه : ميخوام ايندفعه از حفظ بخونم
گر دنياي ما دنياي سنگ است بدان سنگيني سنگ هم قشنگ است اگر دنياي ما دنياي درد است بدان عاشق شدن از بحررنج است اگر عاشق شدن پس يک گناه است دل عاشق شکستن صد گناه است نگاه ساكت باران بروي صورتم دزدانه مي لغزد ولي ياران نمي دانند كه من دريايي از دردم به ظاهر گرچه ميخندم يه نفر ميره آمپول بزنه , آمپول زن ميپرسه چپ يا راست ؟ طرف ميگه آقا تو رو خدا سياسي اش نكن ,وسط بزن تو سفارت امريکا به ترکه ميگن اسمت چيه؟ ميگه "power God New Year" ميگن يعني چي؟ ميگه يعني قدرت الله نوروزي غضنفر ميخواسته خودكشي كنه يه تير به مغز خودش شليك ميكنه، نيم ساعت بعد ميميره! از همه دنيا دانشمندا جمع ميشن كه ببينيد قضيه اين چي بوده، بعد از دوسال تحقيق ميفهمند كه تيره تو اين مدت داشته دنبال مغزيارو ميگشته!!! ..... ادامه مطلب |
|
+ نوشته شده در
شنبه یکم تیر 1387ساعت 22:12 توسط رضا هادیان |
|
|
JoK 2 JoK يك كاميون جك تو سفارت امريکا به ترکه ميگن اسمت چيه؟ ميگه "power God New Year" ميگن يعني چي؟ ميگه يعني قدرت الله نوروزي سر كلاس ادبيات استاد از دختر دانشجو ميپرسه حال ساده چيه؟ غضنفر ميخواسته خودكشي كنه يه تير به مغز خودش شليك ميكنه، نيم ساعت بعد ميميره! از همه دنيا دانشمندا جمع ميشن كه ببينيد قضيه اين چي بوده، بعد از دوسال تحقيق ميفهمند كه تيره تو اين مدت داشته دنبال مغزيارو ميگشته!!! ************ ** ************ ** ************ ** ************ ** |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه بیست و هفتم خرداد 1387ساعت 9:50 توسط پدرام |
|
|
مادمادره به بچش مي گه: ديدي موهاي خواهرتو کشيدي شيطونه گولت زد .بچه هم مي گه :اره ولي لگدي که بهش زدم ابتکار خودم بود
بسيجيه از يه دختره خوشش مي ياد مي ره جلو مي گه ببخشيد خانوم مي شه باهم چند رکعت نماز بخونيم دهاتيه آتيش مي گيره مي ميره نتيجه آزمايش اين طور بوده: 1درصد سوختگي 99 درصد شکستگي .تحقيق مي کنن مي بينن طرفو با بيل خاموش کردن! ..... .... ادامه مطلب |
|
+ نوشته شده در
شنبه بیست و پنجم خرداد 1387ساعت 18:37 توسط رضا هادیان |
|
|
JoK*jOk*JoK فقط و فقط جك تهرانيه ميگه: من دو بار زن گرفتم هر دو دفعه بد شانسي آوردم پسره به دختره ميگه : چقدر امشب خوش بگذره ، سه تا بليط سينما گرفتم ! دختره ميگه : چرا سه تا ؟ من و تو که 2 نفر بيشتر نيستيم ؟ پسره ميگه : نه ، سه تا بليط گرفتم واسه بابا و مامان و داداشت یاروه بعد از عمليات داشته شهدا رو جمع و توي پلاستيک مي کرده بين شهدا يه زخمي بوده که به زحمت ميگه من زخمي هستم شهيد نشدم تركه ميگه بيا برو توي پلاستيک شهيد شدي بدبخت داغي نميفهمي قولي ميره خواستگاري، دختره سبيل داشته.... بهش ميگه: چرا سبيل داري؟ دختره ميزنه زير گريه..... قولي مياد دلداري بده ميگه: مرد كه گريه نميكنه یک روز یک اصفهانی به پسرش میگه بابا برو در خونه همسایه و اره انها رو بگیر پسر میره و میاد میگه بابا نداد بابا میگه محترمانه بگو پسر میره و محترمانه میگه و بعد میاد میگه بابا نداد بابا باز میگه این دفعه برو خواهش کن پسر میره و بعد میاد میگه بابا نداد گفت به تو بگم که ما اره نداریم و بعد بابا میگه که عجب مردم خسیسی نمیخواد برو اره خودمونو از تو انباری ور دار بیار
|
|
+ نوشته شده در
دوشنبه ششم خرداد 1387ساعت 17:2 توسط پدرام |
|
|
يه برره ای به رفيقش مي گه من يه تمساح پيدا كردم چيكارش كنم؟ ميگه ببرش باغ وحش. فردا رفقيش مي گه برديش؟ يارو مي گه : آره ، تازه امشب هم مي خوام ببرمش سينما ادامه مطلب |
|
+ نوشته شده در
شنبه بیست و هشتم اردیبهشت 1387ساعت 9:14 توسط پدرام |
|
|
بچه توي قزوين گم ميشه پليس اعلام ميكنه كه هركي اين بچه را پيدا كرده امشب را كه هيچ ولي فردا شب بياد تحويلش بده تا ما پس فردا اون را به خونواده اش تحويل بديم
قزوينيه تو صفه مرغه كه مرغ تموم ميشه قزوينيه ميگه:مرغ تموم شد چرا صفو به هم ميزنيد
اگه با يه قزويني گنده تو كوچه بن بست بودي 3 راه بيشتر نداري : اول اينكه آب بشي بري زمين يا اينكه دود شي بري هوا يا دستت رو بزني به ديوار توكل كني به خدا ...
تهرانی میره قزوین بند کفشش باز میشه با بدبختی یه کوچه بن بست پیدا میکنه و دولا میشه تا بندش رو ببنده یهو یه چیزی میشه سرش رو بلند میکنه چشمش می افته به تابلو سر کوچه می بینه نوشته کوچه دستغیب
ژاپني يه ميره قزوين وقتي که بر ميگرده، ازش مي پرسن: قزويني ها را چه طوري ديدي؟ ژاپني يه ميگه: در قزوين تاتاشي ، تو شه!!!
صدهزار سال پيش يك سكه تو قزوين مي افته زمين آثار باستاني ميشه
سه مجرم عربه و آباداني و قزويني يه رو مي برن توي يه جزيره و به هر کدومشون يه گوريل مي دن و مي گن: هر کي بتونه بچه بيشتري از اين گوريل ها بگيره، از مجازاتش کم مي شه. سه سال ديگه ميرن سراغ اين مجرمين و مي بينن عربه چهار تا بچه داره، اون رو عفوش مي کنن. مي رن سراغ آباداني يه مي بينن سه تا بچه داره، اونم عفو مي خوره . مي رن سراغ قزويني يه مي بينن يه بچه داره. مي گن: توي اين سه سال فقط همين يه بچه؟ قزويني يه ميگه: بابا همون موقع من دنبال هواپيماتون کلي دويدم و داد زدم اين گوريله (نره)!!!
قزويني يه عروسی ميکنه ،فرداش با برادر زنش ميره ماه عسل !!! |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه بیست و هفتم اسفند 1386ساعت 14:52 توسط پدرام |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
خوش آمدید.
|
| نوشته های پیشین |
|
شهریور 1387 مرداد 1387 تیر 1387 خرداد 1387 اردیبهشت 1387 فروردین 1387 اسفند 1386 بهمن 1386 دی 1386 آذر 1386 |
| نویسندگان |
|
پدرام مسعود محسنی امیر طارم وند رضا هادیان |
|
RSS
|