برای جستجو در همين صفحه وبلاگ واژه كليدي مورد نظرتان را وارد کنید :
تبلیغات
آمار وبلاگ
می بوسمت... ( حرف دل شما )
يك روز مي بوسمت ! فوقش خدا مرا مي برد جهنم ! فوقش مي شوم ابليس . آنوقت تو هم به خاطر اينكه يك ابليس تورا بوسيده جهنمي مي شوي . جهنم كه آمدي من آنجا پيدايت مي كنم و از لج خدا هر روز مي بوسمت ! واي خدا چه صفايي پيدا مي كند جهنم .....
يك روز مي بوسمت ! پنهان كردن هم ندارد . مثل خنده هاي تو نيست كه مخفي شان مي كني يا مثل خواب ديشب من كه نبايد تعبير شود ، مثل نجابت چشمهاي تو است ، وقتي كه توي سياهي چشمهاي من عريان مي شوند . عرياني اش پوشاندني نيست ، پنهان نمي شود .....
يك روز مي بوسمت ! يكي از همين روزهايي كه مي خندانمت ، يكي از همين خنده هاي تو را ناتمام مي كنم : مي بوسمت و بعد تو احتمالا سرخ مي شوي و من هم كه هميشه پيش تو سرخم ....
يك روز مي بوسمت ! يك روز كه باران مي بارد ، يك روز كه چترمان دو نفره شده ، يك روز كه همه جا حسابي خيس است ، يك روز كه گونه هايت از سرما سرخ سرخ ، آرام تر از هر چه تصورش را بكني آهسته مي بوسمت ....
يك روز مي بوسمت ! هر چه پيش آيد خوش آيد ! حوصله اي حساب و كتاب كردن هم ندارم . دلم ترسيده كه مبادا از فردا ديگر « عشق من » نباشي . آخر عشق چهار حرفي كلاس اول من ، حالا آن قدر دوست داشتني شده كه براي خيلي ها چهار حرف كه سهل است هزار هزار حرف باشد . به قول شاعر : عشق كلاس اول ، تنها چهار حرف است اما كلاس آخر عشق هزار حرف است ...
يك روز مي بوسمت ! مي خندم و مي بوسمت ، گريه مي كنم و مي بوسمت ! يك روز مي آيد كه از آن روز به بعد من هر روز مي بوسمت ! لبهايم را مي گذارم روي گونه هايت و بعد هرچه بادا باد : مي بوسمت و بعد تو احتمالا سرخ مي شوي و من هم كه هميشه پيش تو سرخم ....
نوشته شده توسط پدرام ویروس در سه شنبه بیست و هفتم آذر 1386